محمد تقي جعفري

165

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

به آن ضرورت قطعى دارد . آن مسأله اينست كه اختيار مربوط به قلمرو غير انسانى كه از آيهء مباركهء : * ( قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ ) * . ( [ در برابر امر خداوندى به آسمان و زمين كه اكراها يا اختيارا بجريان بيفتند ] آن دو گفتند : ما با اختيار [ براى اجراى فرمان تو ] آمديم . ) برمىآيد اينست كه هر يك از آن موجودات براى خود تعيّنى دارد كه در آن تعيّن داراى استعداد گزينش طريقى است كه مىخواهد ، و با همين استعداد گزينش بوده است كه از پذيرش امانت مهمّ از خداوند سبحان اعتذار و از حمل آن امتناع نمودند . آن امانت است كه در آيهء مباركه چنين آمده است : * ( إِنَّا عَرَضْنَا الأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَالْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَأَشْفَقْنَ مِنْها وَحَمَلَهَا الإِنْسانُ إِنَّه كانَ ظَلُوماً جَهُولًا ) * . ( 1 ) ( ما امانت را به آسمانها و زمين و كوهها عرضه نموديم . آنها از حمل امانت امتناع نمودند و از آن بيمناك شدند ، ولى انسان آن را حمل كرد و او ستمكار و نادان بود . ) و اين تفسير كه مقصود از : * ( فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَأَشْفَقْنَ مِنْها ) * . ( 1 ) ( امتناع و بيم استعدادى است ( يعنى ناتوانى استعداد آنها ) موجب شد كه آن امانت را نپذيرند . ) صحيح به نظر نمىرسد ، زيرا اگر حمل امانت براى آسمانها و زمين به جهت نداشتن استعداد امكان نداشت ، عرضهء امانت بر آنها ، تكليف فوق طاقت بود كه عقلا محال است ، باضافه اين كه اگر فرض كنيم مقصود از اباء ( امتناع ) همان نقص استعدادى

--> ( 1 ) اين تفسير از مرحوم علَّامه آقا سيّد محمّد حسين طباطبائى در تفسير الميزان در تفسير آيهء امانت در سورهء الاحزاب است . ( 1 ) اين تفسير از مرحوم علَّامه آقا سيّد محمّد حسين طباطبائى در تفسير الميزان در تفسير آيهء امانت در سورهء الاحزاب است .